چقدر سخته توی چشمای کسی نگاه کنی که تمام مهرت رو دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی به قلب تو هدیه داده و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوستش داری... چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر اوار غرورش همه وجودت له شده... چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش جز سلام چیزی نتونی بگی... چقدر سخته گل ارزوهاتو توی باغ دیگه ایی ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک...
شاید روزی در دنیای دیگر دستهای سردم را بگیری ....
نمی دانم شاید ....
شاید ....
نوشته شده توسط مهرداد در جمعه ششم بهمن 1385 ساعت 17:38 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

** عشق عشق مي آفريند
عشق زندگي مي بخشد
زندگي رنج به همراه دارد
رنج دلشوره مي آفريند
دلشوره جرات مي بخشد
جرات اعتماد به همراه دارد
اعتماد اميد مي آفريند
اميد زندگي مي بخشد
زندگي عشق مي آفريند
عشق عشق مي آفريند
سلام
از همه خواهش می کنم به من در این وبلاگ کمک کنن
اگه مطلبی خواستین توش بنویسین به آدرس ایمیلم بفرستید تا من به نام خودتون توش بنویسم
در ضمن اگر سوالی داشتن بپرسین تا من براتون جواب بدم
من منتظره ایمیل ها و نظرات قشنگتون هستم
پس منتظرم نزارین
دوستتون دارم
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY